خرافات جنونی بر جان ملت ما اخیرا تعدادی از موسسات فرهنگی با چاپ مطالبی در مورد علائم ظهور امام زمان این چنین نقل قول کرده اند که چندی قبل ایت الله بهجت درحین وضو گرفتن بیهوش می شوند که پس از بهوش آمدن علت را جویا می شوند که در جواب می فرمایند در همین لحظه قاتل امام زمان در اصفهان متولد شده است. آگاهان گسترش خرافات و استفاده از اعتقادات مذهبی را حاصل استفاده های سیاسی از باورهای عمومی می دانند که هم به باورهای اعتقادی مردم لطمه زده و هم راهی در برابر شیادان باز کرده است گوش کردن موسیقی دختر جوانی در هلند در زمان تلاوت قرآن توسط مادرش با صدای بلند به موسیقی گوش میکرد. هنگامی که با اعتراض مادرش مبنی بر کم کردن صدای موسیقی مواجه میشود به او و کتاب قرآن اهانت میکند. این دختر هنگامی که میبیند با وجود مخالفت او باز مادرش به خواندن قرآن با صدای بلند ادامه میدهد، قرآن را به زور از دست مادرش میگیرد و آنرا پاره میکند که در همان حال دختر جوان آتش گرفته و میسوزد. مادر دختر برای خاموش کردن دخترش بر روی او پتو میاندازد و بعد از اینکه پتو را از روی او بر میدارد میبیند که دختر او تغییر چهره داده و به صورت عکسی که میبینید در آمده است مدتی بعد مشخص میشود که این خبر از اساس ساختگی بوده است. عکس مربوط به مجسمهای ساخته پاتریشیا پیچی نینی است که از سیلیکون و کائوچو ساخته شده و طرحی در مورد مهندسی ژنتیک مربوط به تکامل حیوانات است و هیچ ارتباطی با موضوعات مذهبی ندارد
آن که دسترسی به چنین خبری داشته و قطعا با اروپا و مطبوعات آن درتماس بوده و دسترسی داشته، نمی دانسته اصل ماجرا چیست؟ میدانسته، اما ماموریت برای داخل کشور اجرا میکرده است
ورود سگ به حرم امام رضا
قضیه ورود سگی گریان(!) به حرم امام رضا در مشهد که عکسالعملهای بسیاری برانگیخت از آن موضوعات جالب توجه است. بعد از خبر ورود سگی به حرم و عارض شدن در آنجا فیلم و خبر و کپی گزارش آن دست به دست میگشت و به فروش میرسید و مطبوعات نیز با کشیدنهالهای از تقدس دور این موضوع امکان هر گونه تشکیک یا نقد موضوع را از همه گرفتند. سایت اینترنتی انتخاب نیز با آب و تاب و قطعاتی از فیلم ویدیویی سگ مذکور به این قضیه بیشتر دامن میزد. سرانجام روزنامه جمهوری اسلامی بعد از چند روز واکنش نشان داد و نوشت
توطئه وارد ساختن یک سگ به حرم مقدس رضا و مطرح کردن خبر آن در پایگاههای اطلاعرسانی که طی دو هفته اخیر شایعات زیادی را بر سر زبانها به جریان انداخت، با کشف یک باند سودجو و دستگیری عوامل این باند، خنثی شد
اعضای این باند، یک شیاد و دو نفر از خادمان حرم بودند که با همدستی همدیگر توانستند یک سگ را از قسمت مربوط به بانوان وارد حرم نمایند و تا نزدیکی ضریح مطهر ببرند و با فیلم برداری و انتشار خبر آن و تهیه سی دی اقدام به سودجویی نمایند
چاه عریضه و شیشه مقدس مسجد جمکران
دو سال پیش در محراب مسجد جمکران شیشهای نصب شد و چند لامپ سبز رنگ نیز به آن آویزان شد. کمکم این قسمت از مسجد به شکل یک جاذبهی سیاحتی- زیارتی(!) درآمد و به تدریج برای آن داستانها و افسانههای شاخداری هم ساختند. زوار در پشت شیشه صف کشیده و آن محل را زیارت میکردند. تا جایی که آیتالله مکارم شیرازی در اعتراض به این عمل گفت: اخیراْ در محراب مسجد جمکران یک تشکیلات شیشهاى سبزرنگ و چراغ درست کردهاند که کمکم به صورت امامزادهاى درآمده است. مردم براى بوسیدن این شیشه صف میکشند، کسانی هم هنگام دور شدن عقب عقب میروند مثل کارى که در حرم امامان و امامزادهها میکنند. بعضیها هم فاتحه میخوانند، عدهاى تعظیم میکنند، بعضی از عوام هم میگویند اینجا قبر حضرت ولیعصر(عج) است. حتما چند سال دیگر هم فردى پیدا میشود و کتابی مینویسد که 70 نفر از اوتاد در اینجا دفن شدهاند. هرکس مرتکب این کار شده اشتباه کرده است، این ضربهاى به مسجد جمکران است
پس از این اعتراض، بلافاصله این تشکیلات معجزهآسا و امامزادهی جدیدالاحداث از محل محراب جمعآوری شد و البته آب از آب هم تکان نخورد! اما ذهن خرافهساز مؤمنین قلابی و دکانداران دین هم بیکار نماند و محلی را به نام چاه عریضه اختراع کردند و اظهار داشتند که مردم میتوانند از طریق انداختن عریضه و دعاهای خود در این چاه از امام زمان بخواهند که زودتر ظهور نماید. و البته این مدت نیز نه تنها عوام که خواص بسیاری هم به این چاه پناه آوردهاند و عریضه و دستورالعمل و بخشنامه و پیشنهاد انتصابات خود را داخل آن چاه میریزند
سران انجمن حجتیه نیز اخیراً در جزواتی پیشنهاد روز مخصوصی برای تحریک امام زمان به فرج را در جزوهای دادهاند که هزاران نسخه از آن تکثیر شده است. در این جزوه آمده است
یک روز خاص به عنوان انقلاب و اجتماع قلوب و دعای کل مردم ایران و سایر شیعیان در کشورهای مختلف تعیین و به طوری که تمام مردم جهان متوجه آن شوند، تبلیغ شود. سوگند به خدایی که جان ما در اختیار اوست، اگر این روز مشخص شود و تمامی منتظران و شیعیان در اماکن مقدس جمع شوند و فرج را طلب نمایند و اگر این روز معین، روز جمعهای باشد، یقینا مولایمان روز شنبه (فردایش) ظهور خواهند فرمود�. همچنین در این جزوه آمده:دعا جهت تعجیل در فرج، مثل نمازهای واجب روزانه بر هر زن و مرد مسلمان و مؤمن واجب است و ترک آن مثل ترک نمازهای واجب، گناه کبیره و موجب کفر است
گوسفند مقدس شیبان
در ماه محرم سال گذشته در شهر کوچک شیبان نزدیک اهواز گوسفندی پیدا میشود که میگویند روی شاخ سمت چپ او شمشیر امام علی نقش بسته است. بلافاصله این موضوع دهان به دهان گشته و به یک افسانهی مذهبی در منطقه مبدل شده و کمکم به رسانههای سراسری نیز کشیده میشود. مردم دسته دسته برای تماشای گوسفند مقدس به سمت شیبان هجوم میبرند و به تدریج شایعات عجیب و قویتری در مورد این گوسفند زبان بسته و از همهجا بیخبر پدید آمد مثلاً این که هیچ چاقوی گلویی او را نمیبرد و با بعضی از خواص به طور خصوصی صحبت میکند و احتمالاً پشکل و ادرارش هم شفاست
از این قضیه مدتها گذشت و ظاهراً تقدس گوسفند هم کمرنگتر شد. برخی آن را شایعهای ساختهی صاحب گوسفند میدانند که به هر صورت درآمد خوبی از طریق نذورات مردم خرافی به پای این گوسالهی سامری به جیب زد
دیگ سمنوی مقدس در قم
سال گذشته نیز خبر میدهند در دیگی که در روستای ونارج نزدیک قم در آن سمنو میپختهاند جای پایی ظاهر شده که احتمالاً جای پای یکی از ائمه است! این خبر نیز مانند هر خبر خرافهآمیز دیگر به سرعت منتشر شده و دسته دسته مردم عقل باخته برای تماشای دیگ سمنوی مقدس به روستای ونارج قم میروند و حتی هیأتهای مذهبی در کنار آن به اجرای مراسم پرداختند و مبلغ هنگفتی برای ساخت جایگاهی ویژه برای آن جمع آوری میشود
زن ببر نمای قم
دو سال پیش یک عکس تبلیغاتی از چهرهی زنی با صورت ببر که توسط فتوشاپ ساخته شده، متعلق به یک موسسه تبلیغاتی در کرمانشاه در یکی از مطبوعات محلی چاپ میشود. بعد از مدتی این عکس در قم کپی و تکثیر شده و شایعهای پدید میآید که زنی به مقدسات اهانت نموده و به این صورت درآمده و او را دستگیر کردهاند. قدرت تهییج و تحریک این شایعه چنان است که به زودی مردم به سمت پاسگاه شیخآباد در منطقه نیروگاه قم هجوم میبرند و از عوامل انتظامی میخواهند تا زنی که ادعا میشود به خاطر پاره کردن قرآن کریم و ریختن آن در زبالهدانی و تبدیل شدنش به صورت ببری که نیمی از صورتش به شکل انسان است و مانند ببرها دم و سبیل دارد، را به آنها نشان دهند! شایعه میشود که قرار است زن ببرنما را روز جمعه اعدام کنند. با فرا رسیدن بعداز ظهر روز جمعه و نزدیک شدن به ساعات اعدام زن ببرنما مردم این منطقه گروه گروه در میدان نبوت تجمع میکنند و از آنجایی که یک جرثقیل هم بر حسب تصادف در همان محل پارک بوده مردم گمان میکنند که احتمالاً با همین جرثقیل میخواهند زن را اعدام کنند و در واقع وجود این جرثقیل هم بر اطمینان بیشتر مردم نسبت به این مسأله میافزاید وشایعه را باورپذیرتر میکند. این قضیه به تدریج به صورت یک شورش همگانی درمیآید و با شکستن شیشه بانکها منطقه به آشوب کشیده میشود و تعداد زیادی نیز دستگیر میشوند
دستخط امام زمان
مدتی پیش تصویر اسکن شدهای از نامهای منسوب به امام زمان( توجه کنید! به خط فارسی و نه عربی) در تهران و مسجد جمکران توزیع شد و در نشریهی خورشید نیز به چاپ رسید و به تعداد زیاد در محافل مذهبی تکثیر و در سایتهای اینترنتی نیز منتشرشد که در آن اشاره شده این دستخط امام زمان است و خادم مسجد آن را پیدا کرده است. خادم مسجد نوشته
در تاریخ 12 محرم 1404 هجری قمری صندوق موقوفه مسجد را که نذورات و کمکهای مردمی در آن جمع و صرف اطعام به نام حضرت اباالفضل علیه السلام و عاشورا و مناسبتهای دیگر دینی میشود، باز کردم و مشاهده نمودم به همراه پولهای درون صندوق نامهای در آن انداخته شده که روی آن دو عدد شکلات تقریبا بزرگ قرار دارد در حالی که همه میدانیم این شکلاتها هر قدر کوچک باشند ممکن نیست از روزنه باریک صندوق به درون آن وارد شده باشند. این که چرا امام زمان ناگزیر شدهاند وجود خود را با انداختن دو شکلات در صندوق مسجدی اثبات کنند مشخص نیست. اما مشخصتر این است که به مصداق هر چه دروغ بزرگتر باورش آسانتر: هر چه دروغ عوامانه تر، عوامپذیرتر خواهد بود
نمونهها
به پشت اتومبیلها، روی شیشه تاکسیها، کنار نمره عقب برخی اتومبیلهای شخصی و دولتی نگاه کنید. از این نوع تابلوها کم نمی بینید، که همگی به نوعی ترویج خرافات اند. حتی به بخش آگهی مطبوعات هم اگر مراجعه کنید، کم با چنین مضمونی که این براحتی میتوانید روی شیشه تاکسیهای شهرهای مختلف ببینید روبرو نمی شوید
دعانویسی، گشایش کار، بختگشایی، باطل السحر
امام زمان پشت ناودان شهرک قدس
تصاویر هجوم مردم شهریار برای دیدن شمایل حضرت امام زمان روی دیوار
نمی دانم چه ارتباطی بین نم دیوار و یا چاه و... از این قبیل مکانها و ائمه اطهار وجود دارد؟
و یک نمونه دیگر
تا ابله در جهان است مفلس در نمی ماند
چندان عجیب نیست اگر با دعا و رمل و استرلاب و پرداخت سهم آقایان از سد کنکور گذشت
خواندن این نامه برای انها که احساس ناامیدی میکنند توصیه میشود
صبح روز بعد او با صدای یک کشتی که به جزیره نزدیک میشد از خواب برخاست، آن میآمد تا او را نجات دهد.
مرد از نجات دهندگانش پرسید: «چطور متوجه شدید که من اینجا هستم؟»
آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، دیدیم!»
برای تمام چیزهای منفی که ما بخود میگوییم، خداوند پاسخ مثبتی دارد،
تو گفتی «آن غیر ممکن است»، خداوند پاسخ داد «همه چیز ممکن است»،
تو گفتی «هیچ کس واقعاً مرا دوست ندارد»، خداوند پاسخ داد «من تو را دوست دارم»،
تو گفتی «من بسیار خسته هستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو آرامش خواهم داد»،
تو گفتی «من توان ادامه دادن ندارم»،خداوند پاسخ داد «رحمت من کافی است»،
تو گفتی «من نمیتوان مشکلات را حل کنم»، خداوند پاسخ داد «من گامهای تو را هدایت خواهم کرد»،
تو گفتی «آن ارزشش را ندارد»، خداوند پاسخ داد «آن ارزش پیدا خواهد کرد»،
تو گفتی «من نمیتوانم خود را ببخشم»، خداوند پاسخ داد «من تو را بخشیده ام»،
تو گفتی «من میترسم»، خداوند پاسخ داد «من روحی ترسو به تو نداده ام»،
تو گفتی «من همیشه نگران و ناامیدم»، خداوند پاسخ داد «تمام نگرانی هایت را به دوش من بگذار»،
تو گفتی «من به اندازه کافی ایمان ندارم»، خداوند پاسخ داد «من به همه به یک اندازه ایمان داده ام»،
تو گفتی «من به اندازه کافی باهوش نیستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو عقل داده ام»،
تو گفتی «من احساس تنهایی میکنم»، خداوند پاسخ داد «من هرگز تو را ترک نخواهم کرد»،
شاید شما هم با نامگذاری امسال به عنوان "اصلاح الگوی مصرف" گمان کردید این بحث تازه ای است که رهبر معظم انقلاب پیش روی ملت گشوده اند، اما با کمی بررسی متوجه خواهید شد، اصلاح الگوی مصرف و تصحیح رفتاراسراف گرایانه ما دغدغه 18 ساله مقام معظم رهبری است. ایشان از روزهای نخستین سال 1370، همزمان با شروع نبرد زو و تزویر در بین مسئولان ، نسبت به این قضیه هشدار دادند.همان روزهایی که"دیگر نوبت رفاه مسئولان" رسید و کوخ نشینی رجایی به کاخ نشینی ها تبدیل شد. این هشدارها همچنان ادامه داشت و رهبر انقلاب در فرصت های گوناگون به این نکته اشاره می کردند که باید فرهنگ قناعت و شیوه صحیح مصرف جایگزین شیرفه مصرف مسرفانه ای شود که دامنگیر جامعه شده است. در سال 82 حتی از صدا و سیما و هیئات وزیران خواستند تا در جهت اصلاح الگوی مصرف گام جدی بردارند و به مبارزه با تبیلغ های مصرف گرایانه بپردازند، که متاسفانه با بی توجهی مسئولین نتیجه ای در برنداشت. اینک در آغاز دهه چهارم انقلاب اسلامی که به شعار پیشرفت و عدالت مزین گشته است، بیش از پیش به اصلاح الگوی مصرف برای ایجاد عدالت و پیشرفت نیازمندیم. اصلاحی که اگر صورت گیرد می تواند نقش اساسی در ایجاد عدالت در بین طبقات جامعه و پیشرفت برای کشور داشته باشد. سخنان گهربار رهبری در این 18 سال خود بیش از همه تحلیل ها موید این نکته است. دیدار با اقشار مختلف مردم (روز بیستونهم ماه مبارک رمضان) 26/1/1370 برادران! امیرالمؤمنین مىگوید زندگى به سمت زهد باید برود. امروز در جمهورى اسلامى، اگر ما احساس بکنیم که زندگى به سمت اشرافیگرى مىرود، بلاشک این انحراف است؛ بروبرگرد ندارد. ما باید به سمت زهد حرکت بکنیم. … مردم هم نباید اسراف و تجملگرایى بکنند. اینطور نیست که زهد فقط مخصوص مسؤولان باشد. این مهریههاى گرانقیمت که براى عقدهاى دخترهایشان مىگذارند، خطاست. نمىگویم حرام است، اما پدیدهى بد و زشتى در جامعه است؛ زیرا ارزشهاى انسانى را تحتالشعاع ارزش طلا و پول قرار مىدهد.
دیدار گروهى از زنان، به مناسبت فرخنده میلاد حضرت زهرا(س) و «روز زن» 25/9/1371 من به خانمهاى مسلمان، به خانمهاى جوان و به خانمهاى خانهدار عرض مىکنم: سراغ این مصرفگرایى که غرب مثل خوره بهجان جوامع دنیا و از جمله جوامع کشورهاى درحال توسعه و کشورهاى رو به پیشرفت و از جمله کشورما انداخته است، نروید. مصرف باید در حدّ لازم باشد، نه در حدّ اسراف. خانمهاى کسانى که همسرانشان یا خودشان مسؤولیتهایى در بخشهاى مختلف کشور دارند، باید از لحاظ دورى از اسراف، نسبت به دیگران الگو باشند. باید براى دیگران درس باشند و نشان دهند که شأنِ زن مسلمان بالاتر از این حرفهاست که اسیر زر و زیور و جواهر آلات و از این قبیل شود. نمىخواهیم بگوییم اینها حرام است؛ مىخواهیم بگوییم شأن زن مسلمان بالاتر از این است که در دورانى که بسیارى از مردم جامعه ما محتاج کمکند، کسانى بروند پول بدهند طلا بخرند، زینتآلات بخرند، وسایل زندگى رنگارنگ بخرند و در انواع و اقسام روشها و منشهاى زندگى، اسراف کنند. اسراف، الگوى زن مسلمان نیست.
خطبههاى نماز عید سعید فطر 4/1/1372 در این روز مبارک و در این محشر عظیم مردمى، طبق رویّهاى که در سالهاى گذشته در مثل چنین روزى داشتهایم، با استفاده از این فضاى روحانى، موردى را از دهها مورد که در زندگى ما مىتواند مطرح شود، مطرح مىکنم و آن، اجتناب از اسراف و زیادهروى است. به برادران و خواهران مسلمانمان در سراسر کشور عرض مىکنم که موضوع قناعت را جدّى بگیرید. منظورم از قناعت این نیست که دست به نعمتهاى الهى نزنید و از آنها بهرهمند نشوید. مقصود این است که حدّ و اندازه نگه دارید؛ زیادهروى و اسراف نکنید؛ نعمتهاى الهى را ضایع ننمایید؛ که متأسفانه بسیارى مىکنند. در جمهورى اسلامى، کسانى هستند که دستشان به نعمتهاى الهى نمىرسد. نه به خاطر اینکه کم داریم. به خاطر اینکه بسیارى به خودشان حق مىدهند که نعمتهاى الهى را بىحساب و کتاب مصرف کنند؛ بىاندازه مصرف کنند؛ هیچ ملاحظهاى نکنند؛ هیچ حدى نگه ندارند و حتّى نعمتهاى الهى را ضایع کنند. چقدر نان ضایع مىشود! چقدر غذاى طبخ شده ضایع مىشود! چقدر میوه مصرف نشده ضایع مىشود و از خانهها بیرون ریخته مىشود! چقدر لباس زیادتر از اندازه لازم - چند برابر اندازه لازم - خریدارى مىشود و در خانهها و صندوقها مىماند، براى اینکه یک بار در مراسمى پوشیده شود! اینها اسراف است. مىخواهم این مطلب را ملت عزیزمان بدانند که اسراف، فعل حرام است؛ گناه است؛ خلاف شرع است؛ آنجایى که اسراف باشد و اسراف مال و اسراف نعمتهاى الهى انجام گیرد، تضییع و تلف کردن نعمت است. تصمیم بگیرید این کار را نکنید. البته خانوادههاى کم درآمد، شاید وسعشان هم نرسد که بخواهند اسراف کنند؛ اما خانوادههاى پردرآمد و حتّى بسیارى از خانوادههاى متوسّط، متأسفانه اسراف مىکنند. من این جمله را عرض کردم، برآن تأکید و پافشارى مىکنم و خواهشمندم که ملت عزیزمان، این سخن را مورد توجّه قرار دهند، به آن اهمیت دهند، براى آن حسابى باز کنند و سعىشان بر اسراف نکردن باشد.
خطبههاى نماز جمعه سوم رمضان 1415 14/11/1373 باید روحیه اسرافى که در بعضى از مردم به صورت روز افزون پیدا مىشود، مهار گردد.
اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خمینى(ره) مشهد مقدّس رضوى 1/1/1376 من دیروز در پیام اوّلِ سال، به ملت ایران عرض کردم که صرفهجویى را شعار خودتان قرار دهید. صرفهجویى به معناى گدابازى نیست که بعضى بگویند چرا نمىگذارید مردم از نعمتهاى خدا استفاده کنند. نه؛ استفاده کنند، ولى اسراف و زیادهروى نکنند. اسراف در جامعه، لازمه اشرافیگرى و تقسیم نابرابر ثروت و مایه تضییع اموال عمومى و نعمت الهى است. صرفهجویىِ صحیح - همان که در اسلام به آن قناعت مىگویند - به معناى نخوردن نیست. به معناى زیادهروى نکردن، مال خدا را حرام نکردن و نعمت الهى را ضایع نکردن است. اگر جامعهاى بخواهد قناعت و صرفهجویى را - که یک دستور اسلامى است - عمل کند، باید متوجّه باشد که در شکل کلّى به عدالت اجتماعى و مسأله عدالت پرداخته شود. براى این که بشود این راه را ادامه داد، همه و همه باید کوشش کنند
در صحن مطهّر حضرت ثامن الحُجج، امام رضا (ع) 1/1/1377 ببینید اسراف چه کار مىکند! اسراف در نان، اسراف در آب، اسراف در برق، اسراف در مصالح ساختمانى، اسراف در انواع و اقسام کالاهاى گوناگون، اسراف در اسباب بازى بچه و در وسایل تجمّلاتى! عزیزان من! این اسراف همان کارى را با کشور مىکند که دشمن مىخواهد! او از آن طرف به وسیله نفت، بهوسیله تحریم اقتصادى و انواع و اقسام ضربهها بر ملت ایران ضربه وارد مىکند؛ از این طرف هم خودِ ما با اسراف و صرفهجویى نکردن، ضربه او را تکمیل مىکنیم! حرف من این است. من در پیام گفتم که مردم را به ریاضت اقتصادى دعوت نمىکنم؛ ابداً! چه ریاضتى؟ بحمداللَّه ملت ما احتیاج به ریاضت ندارد. من آنها را به قناعت، به صرفهجویى و به اسراف نکردن دعوت مىکنم. اسراف، حرام است. این هم نمىشود که من و شما، مرتّب دیگران را نصیحت کنیم. همه باید سعى کنند که اسراف را از زندگى شخصى و از زندگى کارى خودشان دور کنند. من در پیام عرض کردم که مسؤولین دولتى باید فهرستى درست کنند و موارد اسراف را به مردم یاد دهند. این یک مطلب از مطالبى که ما در پیام امسال عرض کردیم؛ حال هم تأکید مىکنیم و توقّع داریم که مردم، توجّه و دنبال کنند. انشاءاللَّه از آن، سود کشور حاصل شود.
خطبههاى نمازجمعه تهران 23/2/1379 ارزش دیگر، دورى از اسراف و تجمّل در سطح زمامداران است. البته تجمّل و اسراف در همه جا بد است؛ اما آن چیزى که مردم را وادار مىکرد که نسبت به این قضیه حسّاسیت نشان دهند، رفتارهاى مسرفانه و متجمّلانه و ولخرجیها با مال مردم در سطح حکومت بود. این از آن چیزهایى بود که مردم نمىخواستند. نظام اسلامى بر اساس این ارزش بهوجود آمد که چنین چیزى نباشد.
در خطبههاى نماز جمعه تهران 25/9/1379 منکراتى که در سطح جامعه وجود دارد و مىشود از آنها نهى کرد و باید نهى کرد، از جمله اینهاست: اتلاف منابع عمومى، اتلاف منابع حیاتى، اتلاف برق، اتلاف وسایل سوخت، اتلاف مواد غذایى، اسراف در آب و اسراف در نان. ما این همه ضایعات نان داریم؛ اصلاً این یک منکر است؛ یک منکر دینى است؛ یک منکر اقتصادى و اجتماعى است؛
در خطبههاى نماز عید فطر 15/9/1381 مصرفگرایى براى جامعه بلاى بزرگى است. اسراف، روزبهروز شکافهاى طبقاتى و شکاف بین فقیر و غنى را بیشتر و عمیقتر مىکند. یکى از چیزهایى که لازم است مردم براى خود وظیفه بدانند، اجتناب از اسراف است. دستگاههاى مسؤولِ بخشهاى مختلف دولتى، بخصوص دستگاههاى تبلیغاتى و فرهنگى - بهویژه صدا و سیما - باید وظیفه خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرفگرایى و تجمّلگرایى سوق ندهند؛ بلکه در جهت عکس، مردم را به سمت قناعت، اکتفا و به اندازهى لازم مصرف کردن و اجتناب از زیادهروى و اسراف دعوت کنند و سوق دهند. مصرفگرایى، جامعه را از پاى درمىآورد. جامعهاى که مصرف آن از تولیدش بیشتر باشد، در میدانهاى مختلف شکست خواهد خورد. ما باید عادت کنیم مصرف خود را تعدیل و کم کنیم و از زیادیها بزنیم.
دیدار معلّمان و کارگران 10/2/1382 توصیه من به وزیران محترمى که اینجا هستند و به دیگر مسؤولان دولتى، امروز این است و قبلاً هم همیشه همین بوده است که روى مسأله تقویت پول ملى و به نظام آوردن خرجها و هزینههاى دولتى تلاش کنند و جلوِ ریخت و پاشها و خرجهاى زیادى و اسرافگونه را بگیرند و در یک دایره محدودتر وزارتى، رعایت کمال عدالت را بکنند و تبعیضهاى بیجا را بردارند
دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاههاى استان سمنان 18/8/1385 آنچه که پیشرفت هست، این است که ما از هر که و هر جور، همهى دانشهاى مورد نیازمان را فرا بگیریم؛ این دانش را به مرحلهى عمل و کاربرد برسانیم، تحقیقات گوناگون انجام بدهیم، براى اینکه دامنهى علم را توسعه بدهیم، تحقیقات بنیادى انجام بدهیم، تحقیقات کاربردى و تجربى انجام دهیم،.............دربارهى مشکلات اجتماعىاى که در کشور وجود دارد، تحقیق کنیم و راه ریشه کردن اینها را پیدا کنیم و به دنبال این برویم که راه مبارزه با اسراف چیست. اسراف یک بیمارى اجتماعى است. راه مبارزه با مصرف گرایى چیست؟ راه مبارزه با ترجیح کالاى خارجى بر کالاى ساخت داخل چیست؟ اینها تحقیق مىخواهد. در دانشگاهها پروژههاى تحقیقى بگیرید، استاد و دانشجو کار کنید، نتیجهى تحقیق را به مسئولان کشور بدهید؛ به رسانهها بدهید تا سرریز شود و فرهنگسازى شود. این، مىشود پیشرفت.
دیدار مسئولان اقتصادى و دستاندرکاران اجراى اصل 44 قانون اساسى 30/11/1385 اگر ضرورتهایى هم این کار را در آن دوره ایجاب مىکرد، نباید دیگر این کارها در دورهى بعد از جنگ، در دههى دوم و سوم، انجام مىگرفت؛ نباید بیخود شرکت تولید مىشد؛ نباید از واگذارى شرکتهاى دولتى به مردم، در آن بخشى که قانون اساسى تصریح به آن کرده بود، کوتاهى مىشد؛ باید مىدادیم. باید مالکیت دولت را روزبهروز کمتر مىکردیم. اینطور نشد، بلکه بیشتر و گستردهتر شد! و خیلى از درآمدهایى که باید در خدمت تولید، در خدمت گردش صحیح پول در جامعه قرار مىگرفت، صرف کارهاى غیرلازم شد؛ فعالیتهاى اسرافآمیز، ساختمانسازیهاى بیخودى. و حتماً به اقتصاد کشور لطمه خورد.
خطبههاى نماز عید سعید فطر 21/7/1386 ما مردم مسرفى هستیم؛ ما اسراف میکنیم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در وسائل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزین. کشورى که تولید کنندهى نفت است، وارد کنندهى فرآوردهى نفت - بنزین - است! این تعجبآور نیست؟! هر سال میلیاردها بدهیم بنزین وارد کنیم یا چیزهاى دیگرى وارد کنیم براى اینکه بخشى از جمعیت و ملت ما دلشان میخواهد ریخت و پاش کنند! این درست است؟! ما ملت، به عنوان یک عیب ملى به این نگاه کنیم. اسراف بد است؛ حتى در انفاق راه خدا هم میگویند. خداى متعال در قرآن به پیغمبرش میفرماید: «لا تجعل یدک مغلولة الى عنقک و لا تبسطها کل البسط»؛ در انفاق براى خدا هم اینجورى عمل کن. افراط و تفریط نکنید. میانهروى؛ میانهروى در خرج کردن. این را باید ما به صورت یک فرهنگ ملى در بیاوریم. قرآن میفرماید: «و الّذین اذا انفقوا»؛ کسانى که وقتى میخواهند خرج کنند، «لم یسرفوا و لم یقتروا»؛ نه اسراف میکنند - زیادهروى میکنند - نه تنگ میگیرند و با فشار بر خودشان، زندگى میکنند؛ نه، اسلام این را هم توصیه نمیکند. اسلام نمیگوید که مردم بایستى با ریاضت و زهد آنچنانى زندگى کنند؛ نه، معمولى زندگى کنند، متوسط زندگى کنند. اینکه مىبینید بعضى از فضولهاى خارجى، دولتهاى خارجى، دائم و دمبهساعت، چندین سال است که ملت ما را تهدید میکنند که تحریم میکنیم، تحریم میکنیم، تحریم میکنیم - بارها هم تحریم کردهاند - به خاطر این است که چشم امیدشان به همین خصوصیت منفى ماست. ما اگر آدمهاى اهل اسراف و ولنگارى در خرج باشیم، ممکن است تحریم براى آدم مسرف و ولنگار سخت تمام بشود؛ اما ملتى که نه، حساب کار خودش را دارد، حساب دخل و خرج خود را دارد، حساب مصلحت خود را دارد، زیادهروى نمیکند، اسراف نمیکند. خوب، تحریم کنند. بر یک چنین ملتى از تحریم ضررى وارد نمیشود. این نکته را از ماه رمضان به یاد نگه داریم و انشاءاللَّه عمل کنیم.
دیدار هزاران نفر از مردم و عشایر شهرستان نورآباد ممسنی 15/2/1387 من در شیراز اشاره کردم: اگر ما اسراف نکنیم، میتوانیم نیاز کشور را برآورده کنیم. یکی از چیزهایی که ما در این کشور نتوانستیم بر خودمان فائق بیاییم و اصلاح کنیم، مسئلهی اسراف است
دیدار رئیسجمهوری و اعضاى هیئت دولت 2/6/1387 سادهزیستى خوب و برجسته است و چیز باارزشى است؛ در مسئولین هم - کما بیش؛ یک جایى کمتر، یک جایى بیشتر - بحمداللَّه هست. سادهزیستى چیز بسیار باارزشى است. ما اگر بخواهیم تجمل و اشرافیگرى و اسراف و زیادهروى را - که واقعاً بلاى بزرگى است - از جامعهمان ریشهکن کنیم، با حرف و گفتن نمیشود؛ که از یک طرف بگوئیم و از طرف دیگر مردم نگاه کنند و ببینند عملمان جور دیگر است! باید عمل کنیم. عمل ما بایستى مؤید و دلیل و شاهد بر حرفهاى ما باشد تا اینکه اثر بکند. این خوشبختانه هست. فاصلهتان را با طبقات ضعیف کم کردهاید و کم نگه دارید و هر چه که ممکن است آن را کمتر کنید.
|
|
◄ سال 88 سال اصلاح الگوی مصرف |
1378 سال امام خمینى(ره) 1379 سال امام امیر المؤمنین،علی بن ابی طالب 1380 سال سیره علوی 1381 سال عزت و افتخار حسینی1382 1382 سال نهضت خدمتگزارى 1383 سال پاسخگویى 1384 سال همبستگى ملى و مشارکت عمومى 1385 سال پیامبر اعظم(ص) 1386 سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی 1387 سال نوآوری و شکوفایی 1388 سال اصلاح الگوی مصرف |
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو های شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار!
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی پوشی به کام
باده رنگین نمی نوشی ز جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
::: زنده یاد فریدون مشیری :::