زلال گویی

مذهبئ.عاطفئ

زلال گویی

مذهبئ.عاطفئ

فراموش نکنید

به نام خدا

آنهایی را که دوستشان دارید فراموش نکنید.

روزی پدری در اتاق خود به شدت سرگرم کار بود و مشغول بررسی نامه ها و تنظیم قرار ملاقات و ... بود.

به طوری که وقتی دخترش به او نزدیک شد متوجه نشد. دختر پس از کمی سکوت گفت:

- بابا چیکار می کنید؟

- دخترم دارم قرار ملاقات هام رو توی دفترم می نویسم.

باز مجدداً دختر پس از چند لحظه سکوت گفت:

- بابا آیا اسم من هم در اون دفتر هست؟

 

 

 

 ما آدمها گاهی آنچنان خودمون رو سرگرم زندگی می کنیم که

خیلی ها رو فراموش می کنیم.


نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد